تبليغاتX
عشق





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
Happy new year
 

 

 

                             

Happy new year

 

                             

                                 





نويسنده:شیوا shiva مورخ: دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 در ساعت: 2:51 AM
|+|
شعر 15
 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم نکن

من که مجنونم، تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پنهان و پیدایت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آواره صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یاربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

مرتضی عبدالهی





نويسنده:شیوا shiva مورخ: دوشنبه سیزدهم آبان 1387 در ساعت: 10:15 AM
|+|
امام زمان
 
شیلانور حق زود نمایان شود انشاءاللهشیلا
 
شیلاکارها جمله به سامان شود انشاءاللهشیلا
 
شیلاهاتفی داد ندا کز افق رحمت حقشیلا
 
شیلاطالع آن مهر درخشان شود انشاءاللهشیلا
 
شیلاستم و خودسری از بین بشر بندد رختشیلا
 
شیلاعدل و انصاف فراوان شود انشاءاللهشیلا
 
شیلاچشم نرگس به جمال پسری روشن شدشیلا
 
شیلاظاهر آن گوهر تابان شود انشاءاللهشیلا
 
شیلاآمیــــــــــــــــــــــــــــنشیلا
 
شیلارب العالمیــــــــــــنشیلا
 
شیلایا الله..شیلا
 
 
 
 




نويسنده:شیوا shiva مورخ: یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 در ساعت: 7:44 PM
|+|
happy

happpy birthday

shiva

               5       

mordad tavalodam mobarak





نويسنده:شیوا shiva مورخ: پنجشنبه سوم مرداد 1387 در ساعت: 9:21 PM
|+|
شعر 14

بعد از آن ديوانگي ها ‚ اي دريغ


باورم نايد كه عاقل گشته ام


گوييا او مرده در من كاينچنين


خسته و خاموش و باطل گشته ام


هر دم از آيينه مي پرسم ملول


چيستم ديگر بچشمت چيستم ؟


ليك در آينه مي بينم كه واي


سايه اي هم زانچه بودم و نيستم


همچو آن رقاصه هندو بناز


پاي ميكوبم ولي بر گور خويش


وه كه با صد حسرت اين ويرانه را


روشني بخشيده ام از نور خويش


ره نميجويم بسوي شهر روز


بيگمان در قعر گوري خفته ام

 
گوهري دارم ولي آن را ز بيم


در دل مردابها بنهفته ام


مي روم ... اما نميپرسم ز خويش


ره كجا ... ؟ منزل كجا ...؟ مقصود چيست ؟


بوسه مي بخشم ولي خود غافلم


كاين دل ديوانه را معبود كيست


او چو در من مرد نا گه هر چه بود


در نگاهم حالتي ديگر گرفت


گوييا شب با دو دست سرد خويش

 
روح بي تاب مرا در بر گرفت


آه ... آري ... اين منم ... اما چه سود

 
او كه در من بود ديگر نيست نيست


مي خروشم زير لب ديوانه وار


او كه در من بود آخر كيست كيست ؟


"فروغ فرخزاد"






نويسنده:شیوا shiva مورخ: دوشنبه سی و یکم تیر 1387 در ساعت: 8:43 PM
|+|
شعر 12

 

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جز به تو و به خوبیات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این

اسم تو رو داد می زنم تا دم دمای آخرین

قطره به قطره خونم و یک جا به نامت می کنم

دلخوشیهای دنیا رو خودم به فالت می کنم

می برمت یک جای دور می شم واست سنگ صبور

برات یه کلبه می سازم پر از یک رنگی پر نور

روح و دل و جون و تنم، نذر نگاهت می کنم

دنیاها رو فدای اون چهره ماهت می کنم

 

 

 

 

كاشكی این دستهایم بال بود

 
میپریدم رو به سوی آسمان


خانه ای میساختم بر روی ابر


میشدم همسایه رنگین كمان


توی دریای بزرگ آسمان


خانه ام می شد شناور مثل قو


هركسی میخواست مهمانم شود


بال خود را قرض میدادم به او


ماه شب می شد چراغ خانه ام


مثل یك فانوس توی روستا


زیر نور نقره ای رنگش شبی


می نشستم یا كه میخواندم دعا


در میان چشمه های صاف ابر


پا برهنه میزدم گاهی قدم


تا دلم میخواست توی چشمه ها


بوسه ها بر روی باران میزدم


آه من پرواز میخواهد دلم


ای خدا این دستها را بال كن


ای خدای بالها - پروازها


لا اقل یك شب مرا خوشحال كن

 

 

 

 

دارم از تو می نویسم

ای همه بود و نبودم

ای تو آسمان احساس

 

ای تو گرمی وجودم

دارم از تو می نویسم

ای یه لب، هزارتا خنده

 

ای تو معنی رسیدن

واسه ی دل دیوونم

من تو رو نفس کشیدم

 

توی آسمون عشقم

من برات گریه ها کردم

زیر این هلال مهتاب

 

چه دعاها که نکردم

واسه دیدن تو تو خواب

دارم از تو می نویسم

 

روی برگه های قلبم

روزی صد دفعه نوشتم

عاشقم، بی تو یه مرگم






نويسنده:شیوا shiva مورخ: پنجشنبه نهم خرداد 1387 در ساعت: 10:43 PM
|+|
شعر 13

آدمک مرگ همین جاست بخند

 

آن خدایی که بزرگش خواندی 

 

به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

دسته خسته ای که تورا عاشق کرد

 

شوخی کاغذی ماست بخند

 

فکر کن درد چه ارزشمند است

فکر کن گریه چه زیباست بخند

 

  

 


 

کاش می دانستی...


چشم هایم ز شکوفایی عشق تو فقط می خواند


کاش می دانستی...


عشق من معجزه نیست


عشق من رنگ حقیقت دارد


اشک هایم به تمنای نگاه تو فقط می بارد


کاش می دانستی...


دختری هست که احساس تو را می فهمد


دختری از تب عشق تو دلش می گیرد


دختری از غمت امشب به خدا می میرد


کاش می دانستی...


تو فقط مال منی


تو فقط مال همین قلب پر احساس منی


شب من با تو سحر خواهد شد


تو نمی دانی من


چقدر عشق تو را می خواهم


تو صدا کن مرا


تو صدا کن مرا که پر از رویش یک یاس شوم


تو بخوان تا همه احساس شوم


کاش می دانستی...


شعرهای دل من پیش نگاه تو به خاک افتاده


به سرم داد بزن


تا بدانم که حقیقت داری


تا بدانم که به جز عشق تو این قلب ندارد کاری


باز هم این همه عشق


این همه عشق برای دل تو ناچیز است


آسمان را به زمین وصل کنم؟


یا که زمین را همه لبریز ز سرسبزی یک فصل کنم؟


من به اعجاز دو چشمان تو ایمان دارم


به خدا تو نباشی


بی تو من یک بغل احساس پریشان دارم..





نويسنده:شیوا shiva مورخ: پنجشنبه نهم خرداد 1387 در ساعت: 10:34 PM
|+|
شناسنامه بازیگران هندی

 

شناسنامه ايشواريا راي

 

نام  : ايشوا ريا راي

تاريخ تولد : 1نوامبر 1973

محل تولد : مانگالور , كارناتاي (هندوستان)

قد : 170 سانت

حرفه : مدل و بازيگر

نام مستعار : اش , ايشو , گولو و ملكه باليوود

نام پدر : وريندا راي

نام برادر : اديتيا راي

نشان ماه : عقرب (ابان)

اولين فيلم : نقش راني در "مما گارو" (1991)

Free Image Hosting at allyoucanupload.com



ادامه مطلب

نويسنده:شیوا shiva مورخ: دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 0:23 AM
|+|
شاهرخ خان 3
Free Image Hosting at allyoucanupload.com

زندگینامه:شاهرخ خان در دوم نوامبر سال ۱۹۶۵ در دهلی نو در خانواده ای تحصیل کرده

  متولد شد . پدر او تاج زمان نام داشت و مهندس بود . مادرش در رشته مددکاری

 اجتماعی و در دانشگاه آکسفورد درس خوانده بود و مدرک فوق لیسانی داشت . او

  جزء معدود زنان تحصیل کرده هند در زمان خودش بود . یوسف خان ( دلیپ کمار )

  یکی از نزدیک ترین اقوام پدری شاهرخ خان و به نوعی پدر خوانده اش محسوب

  می شود . شاهرخ خان یک خواهر به نام شهناز دارد . شهناز در سال ۱۹۷۱ به

 دنیا آمده و شش سال از شاهرخ خان کوچک تر است . شاهرخ خان در کالج هنس راج

 به تحصیل مشغول شد و سپس در دانشگاه دهلی به تحصیلات خود ادامه

  داد . شاهرخ خانبازیگری را با حضور در سریالی تلویزیونی با نام فوجی آغاز کرد و

 از همان زمان بازی او مورد تئجه قرار گرفت . اولین فیلم شاهرخ خان دل آشناهه

  نام داشت این نقشتوسط هیما مالینی بود که قدرت بازیگری او را کشف

  کرد . بعد از این فیلم و تا به امروز اکثر فیلم های شاهرخ خان با استقبال

 فراوانی رو به رو شده اند . شاهرخ خان قدرت و توانایی فراوانی در بازیگری

  دارد و به همین خاطر لقب سلطان بالیوود را نیز از آن خود کرده است .

 او طرفداران بی شماری در سراسر دنیا دارد . از سال ۱۹۹۲ تا سال ۲۰۰۲ شاهرخ خان

  به طور پیاپی هر سال به عنوان بهترین بازیگر سال شناخته شد و ده جایزه فیلم فیر

  را در طی این ده سال ها به خود اختصاص داد . شاهرخ خان علاوه بر این که

 در زمینه کاری موفق است در زندگی خانوادگی نیز موفق بوده است . او عاشق

  همسر و فرزندانش است . شاهرخ خان با گوری چیباخان که دختری از یک خانواده

 اصیل پنجابی بود ازدواج کرد . خانواده گوری مخالف ازدواج او با دخترشان بودند اما

بعد از رفت و آمدهای فراوان و اصرارهای مکرر شاهرخ خان سرانجام راضی

 به انجام این وصلت شدند . شاهرخ خان عاشق گوری است و علاقه فراوانی

نیز به دو فرزندش آرین و سوهانا دارد . فرزند اول او آرین در سیزدهم نوامبر

 سال ۱۹۹۷ به دنیا آمد و دختر او سوهانا در ۲۳ ژوئن سال ۲۰۰۰ متولد شده

  است . شاهرخ خان در سال ۱۹۸۱ پدرش را ز دست داد و در سال ۱۹۹۰

  مادرش را . شاهرخ خان به همراه جوهی چاولا در سال ۲۰۰۰ کمپانی تولید

  فیلمی با نام دیریمز آن لیمیتد را راه اندازی کردند و تا کنون چندین فیلم توسط

 این کمپانی تهیه شده است . آرین پسر شاهرخ خان نیز به تازگی وارد عالم هنر

  شده است او به همراه پدرش کار دوبله قسمتی از فیلم اینکردبیل را بر عهده

داشت . شاهرخ خان هم اکنون به همراه خانواده اش در خانه ای به نام منت

ساکن است این خانه بزرگ در شهر بمبئی واقع شده است . گوری نیز که در

 گذشته به عنوان طراح لباس در بالیوود حضور داشته هم اکنون به کار تهیه کنندگی

 روی آورده است و فیلم مه هو نا اولین کار تهیه او محسوب می شود . شاهرخ خان

 بعد از اکران دو فیلم اخیر خود ویر - زرا و سوادس تصمیم گرفت که تا مدتی هیچ پروژه ای

 را نپذیرد و اوقاتش را در کنار خانواده اش سپری کند و بعد از این مدت دوباره شاهرخ خان 

 شروع به هنرپیشگی کرد که فیلم در حال اکران او که با رانی موکرجی بازی کرده است

  پاهلی نام دارد . تاکنون شایعه ای در مورد شاهرخ خان و روابطش با دیگر بازیگران

 شنیده نشده است . تنها موردی که گاهی به آن اشاره می شود روابط میان

 کاجل و شاهرخ خان است . تماشاگران سینمای هند معتقدند که این زوج بسیار

 مناسب یکدیگر هستند و تا مدت ها نیز عنوان می شد که روابط میان کاجل و

 شاهرخ خان بسیار صمیمانه تر از روابط میان دو دوست است و آن ها به یکدیگر

  علاقه مند هستند . اما شاهرخ خان و کاجل همیشه در مقابل این شایعات عنوان

 می کنند که آن ها تنها دوستان خوبی برای یکدیگر هستند و روابطشان دوستانه است .

 

 

 

 Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 



ادامه مطلب

نويسنده:شیوا shiva مورخ: یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 0:56 AM
|+|
شعر 11

 

Image and video hosting by TinyPic

 

   من همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم

 تو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم

  من همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم

 تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم

من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم

  تو همونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم

من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم

  تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم

  من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم

     توهمون فرشته نجاتی که يه روزميای ونميذاری من بميرم

  من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم

   تو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارم

 

 

 Image and video hosting by TinyPic

 

کجا بــودي وقتي برات شکستـم        يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

  کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد     داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات        شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم      عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم      هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم        نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

جا بودي وقتي اشکــام ميريخت       خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد        امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم        سوختم و از غمت خاکستر شدم

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 





نويسنده:شیوا shiva مورخ: شنبه سی و یکم فروردین 1387 در ساعت: 4:48 PM
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir